العلامة المجلسي
365
حياة القلوب ( فارسي )
را ، پس ريزه ريزه كرد آنها را وريزهها را با هم مخلوط وممزوج نمود ، پس بر هر كوه از كوهها كه در دور أو بود جزوى گذاشت وآن كوهها ده تا بودند ، ومنقارهاى آن مرغان را در ميان انگشتان خود گرفت ، پس آن مرغان را به نامهاى ايشان خواند ونزد خود دانه وآبى گذاشت ، پس پرواز كرد اجزاى آن حيوانات بعضي بسوى بعضي تا بدنها درست شد وهر بدني متصل شد وچسبيد به گردن وسر خود ، پس حضرت إبراهيم عليه السّلام دست از منقارهاى آن مرغان برداشت پس پرواز كردند وبر زمين نشستند واز آن آب خوردند واز آن دانه برچيدند وگفتند : اى پيغمبر خدا ! زنده كردى ما را خدا تو را زنده گرداند ، حضرت إبراهيم گفت : بلكه خدا مردگان را زنده مىكند وأو بر همه چيز قادر است « 1 » . ودر حديث معتبر ديگر منقول است كه : از حضرت صادق عليه السّلام سؤال كردند از تفسير اين آية ، فرمود : هدهد وصرد وطاووس وكلاغ را گرفت وذبح كرد وسرهاشان را جدا كرد ، پس در هاون گذاشت بدنهاى آنها را با پر واستخوان وگوشت ونرم كوبيد كه اجزاى آنها همگى با يكديگر مخلوط شد ، پس ده جزو كرد وبر ده كوه گذاشت ونزد خود دانه وآبى گذاشت ، پس منقار آنها را در ميان انگشتان خود گرفت وگفت : بيائيد بزودى به اذن خدا ، پس پرواز كرد بعضي از اجزا بسوى بعضي گوشتها وپرها واستخوانها تا درست شدند بدنها چنانچه بودند ، وهر بدني آمد چسبيد به گردن خود ، پس حضرت إبراهيم دست از منقارشان برداشت وبر زمين نشستند واز آن آب آشاميدند واز آن دانهها برچيدند . پس گفتند : اى پيغمبر خدا ! زنده كردى ما را خدا تو را زنده كند . پس حضرت إبراهيم گفت : بلكه خدا زنده مىكند ومىميراند . حضرت فرمود : اين تفسير ظاهر آية است وتفسيرش در باطن آن است كه بگير چهار نفر از آنها كه گنجايش فهميدن وضبط كردن سخن داشته باشند ، پس علم خود را به ايشان بسپار وبفرست ايشان را به أطراف زمينها كه حجتهاى تو باشند بر مردم ، وهر وقت كه
--> ( 1 ) . عيون أخبار الرضا 1 / 198 ؛ توحيد شيخ صدوق 132 ؛ احتجاج 2 / 426 .